السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

56

هدايتگران راه نور ، زندگاني حضرت علي الهادى (ع) (فارسى)

موسى بن بغا هم كه حالش معلوم است ، ( اگر از اين امر آگاه شود ) يا هزار تازيانه به من مىزند و يا مرا مىكشد . امام فرمود : به خانه‌ات برگرد كه جز خير و نيكى چيز ديگرى نخواهد بود . چون صبح فرا رسيد ، يونس لرزان خدمت امام آمد و عرض كرد : فرستادهء ابن بغا آمده تا نگين را بگيرد . امام فرمود : برو كه جز خير نخواهى ديد . يونس پرسيد : سرورم به او چه پاسخى بدهم ؟ امام تبسمى كرد و فرمود : پيش او برو و ببين به تو چه مىگويد ، هرگز جز خير چيز ديگرى نخواهد بود . يونس رفت و خندان بازگشت و به امام گفت : سرورم فرستادهء ابن بغا به من گفت : كنيزكان سَرِ اين نگين خصومت كردند ، اگر ممكن است آن را به دو نيم كن تا تو را بى نياز كنيم . امام عليه السلام فرمود : خدايا سپاس تو راست كه ما را از آنها قرار دادى كه حق شكر تو را به جاى آوردند . به او چه گفتى ؟ يونس پاسخ داد : گفتم مرا مهلت ده تا در بارهء آن فكر كنم كه چگونه اين كار را انجام دهم . امام فرمود : درست گفتى . « 1 » محمّد بن فرج يكى از مجاهدان ثابت قدمى بود كه امام به او نامه‌اى نوشت و وى را از بلايى قريب الوقوع آگاه كرد . وى نقل مىكند : امام هادى عليه السلام براى من نوشت : كار خويش فراهم آر و احتياط پيشه كن . محمّد گويد : من در مقام فراهم آوردن كارهاى خود بودم و نمىدانستم كه امام از چه رو چنين دستورى به من داده ؟ كه مأمورى

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 126 .